السيد الطباطبائي
55
مجموعه رسائل ( فارسى )
رسالهاى دربارهء توحيد و اوست خدايى كه نامش گرامى است . و اين رسالهء نخست از كتاب توحيد است . به نام خداوند بخشندهء مهربان سپاس و ستايش در خور پروردگار جهانيان است و درود و سلام بر دوستان و ياران او محمد و خاندان پاكش باد كه مقرّبان درگاه اويند . همانا در جهان هستى موجود واحدى وجود دارد كه واجب الوجود بوده و تمامى صفات كمالى را دارا مىباشد . « 1 »
--> ( 1 ) . مقصود از « واجب الوجود بالذات » ذات غنى قائم به ذاتى است كه از غير خود بى نياز بوده و معلول هيچ علتى نمىباشد و سابقه و لا حقهء عدم ندارد و نيستى را به هيچ روى بر او راهى نيست . هستى محض است و محض هستى است ( به قول مرحوم محقق داماد ، استاد صدرالمتألهين ، او « كلُّ الوجود » و « كلُّه الوجود » است ) . موجد و هستىبخش ماسواى خود و خالق تمامى اشياء است . چنين وجود شريفى كه شديدترين و غنىترين مراتب وجود ، بلكه به عبارت دقيقتر تنها وجود غنى و بلكه غناى محض است ، لاجرم داراى تمامى صفات كمالى همچون علم وحيات و قدرت و اراده و سمع و بصر و تكلم . . . خواهد بود و اين مطلب را قواعدى همچون « بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشيئى منها » و نيز قاعدهء « واجبُ الوجود بِالذّات واجب من جميع الْجهات » به خوبى به اثبات مىرسانند ، چه خالى بودن ذات واجب از كمالات و هر كمالى مساوى است با ( نقص ) و ( امكان ) و ( احتياج ) او ناگريز ( واجب الوجود نبودن او ) ! زيرا كه احتياج با وجوب وجود و غناى محض نمىسازد و شأن ممكنات است كه سراپا فقر و نيازند . البته عرفا در اين زمينه عقيده ديگرى دارند كه خلاصهء آن اين است كه « فقد هر كمال تعين مىآورد » ، لا جرم « واجب » بايستى واجد جميع كمالات به نحو « صرافت » و « اطلاق » باشد و گرنه از مقام « اطلاق » ، سقوط كرده و « متعين » مىشود و هر « متعينى » محدودالذات بوده و از مظاهر واجب است نه خود واجب ، زيرا كه واجب الوجود بالذات - يعنى حضرت حق جلّ و علا - نامحدود و مطلق محض بوده آن هم وجود مطلق لا به شرط كه حتى مقيد به قيد اطلاق هم نيست ، نه آن ( مطلق قسمى ) كه در برابر ( مقيد ) مطرح مىشود و اطلاقش عين تقييد است ، زيرا اطلاق ، قيد اوست . براى آگاهى بيشتر به منابع زير رجوع شود : 1 . تفسير سورهء حمد ، حضرت امام خمينى 2 . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 و 5 . 3 . آموزش فلسفه ، محمد تقى مصباح يزدى . 4 . شرح منظومه ، علامهء شهيد استاد مطهرى . 5 . بداية الحكمه و نهاية الحكمه ، تأليف علامه طباطبائى . 6 . اسفار ، ج 6 ، ص 110 ( بحث در قاعدهء بسيط الحقيقة )